Email this to someoneShare on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

اصطلاحات و لغات حسابداری و ریاضی و آمار (37)

Accounting terms – Part 37

 

v بیست و دومین حرف الفبای انگلیسی
v belt تسمه، تسمه ذوزنقه ای
v curve v-خم
v shape ناودانی، v شکل
vacant خالی
vacuous تهی، خالی، پوچ، بی معنی
vacuous set مجموعه تهی
vacuum خلاء
vague نامعلوم، مبهم
vagueness نامعلومی، ابهام
valence ظرفیت، ارزش
valid معتبر، درست، مجاز، قابل پذیرش، جایز، صحیح
valid argument استدلال معتبر
validation معتبر سازی
validation of prevention rules اعتبار قواعد ممانعت از
validity اعتبار
validity check بررسی اعتبار، مقابله اعتبار
validity coefficient ضریب اعتبار
valuability ارزایی
valuable با ارزش، ارزشمند
valuation ارزه
valuation ideal ایده آل ارزه
valuation ring حلقه ارزه
value مقدار
value added ارزش افزوده
value analysis تحلیل مقداری، آنالیز ارزش، تحلیل کمی
value date سررسید، تاریخ اعتبار
value of a fuction مقدار یک تابع
value of a function مقدار تابع
value of an expression ارزش یک عبارت
value of function مقدار تابع
value of ratio مقدار نسبت، مقدار کسر
valve دریچه، سوپاپ، سرپوش، شیر
vander waerden x test آزمون x واندرواردن
vandermonde determinant دترمینان واندرموند
vandermonde’s determinant دترمینان واندرموند
vandermonde’s theorem قضیه وان در موند
vane پره
vanish به صفر رسیدن، ناپدید شدن، صفر شدن، از بین رفتن
vanishing flux شار صفر
vanishing line  
vanishing plane صفحه فرار
vanishing point نقطه فرار
vaque مبهم، نامعلوم
variability تنوع، وردش، وردش پذیری، تغییر پذیری، قابلیت تغییر
variable تغییر پذیر، قابل تغییر، متغیر، مقدار متغیر، وردا
variable angle زاویه مجهول
variable budget بودجه متغیر، بودجه انعطاف پذیر
variable coefficient ضرایب متغیر
variable cost هزینه متغیر
variable definition تعریف متغیر
variable metric method روش متریک متغیر
variable of integration متغیر انتگرالگیری
variable of one random variable پراکندگی یک کمیت تصادفی، پراش یک کمیت تصادفی
variable of random variable پراش کمیت تصادفی، پراکندگی کمیت تصادفی
variable of sampling پراش نمونه گیری
variable of the estimation of the mean پراش برآورد میانگین
variable of two random variables پراش کمیت تصادفی
variable point با ممیز متغیر
variable precision رفت متغیر
variable quantity کمیت متغیر
variable ratio نسبت پراش ها، نسبت پراش
variable space nonbasic متغیر-فضای غیر پایه
variable square root جذر پراش
variable theory نظریه متغیر های
variable upper bounding متغیر کران بالا
variable vector بردار متغیر
variable within samples پراش داخل نمونه ها
variableness قابلیت تغییر
variables متغیر های، متغیر ها
variably به طور متغیر
variance واریانس
variance analysis تجزیه واریانس، تجزیه و تحلیل مغایرت، تجزیه و تحلیل واریانس، تحلیل واریانس، تجزیه و تحلیل انحراف
variance between samples پراش بین نمونه ها
variance component مؤلفه پراش
variance confidence limits حدود اعتماد پراش
variance covariance پراش همپراش
variance covariance matrix ماتریس واریانس کوواریانس
variance equation معادله پراش
variance function تابع پراش
variance matrix ماتریس پراش
variance of a probability distribution واریانس توزیع احتمال
variance of a random variable واریانس متغیر تصادفی
variance of estimate پراش برآورد
variance of frequency پراش فراوانی
variance of function of more random variables پراش تابعی از چند کمیت تصادفی، پراکندگی تابعی از چند کمیت تصادفی
variance of function of one random variable پراش تابعی از یک کمیت تصادفی، پراکندگی تابعی از یک کمیت تصادفی
variance ratio distribution توزیع نسبت واریانس
variance ratio test آزمون نسبت واریانس
variant مختلف، مغایر
variant process پروسه متغیر
variate صفت، متغیر تصادفی، صفت متغیر
variate value مقدار صفت
variation تغییر
variation of a curve وردش خم
variation of a first degree function تغییرات تابع درجه اول
variation of a first degree linear function تغییرات تابع خطی
variation of a second degree function تغییرات تابع درجه دوم
variation of constants وردش ثابت ها، وردش پارامتر ها
variation of parameters وردش ثابت ها، وردش پارامتر ها
variation of parameter تغییر پارامتر
variation of parameters تغییر پارامتر ها، تغییر مقادیر ثابت
variation of parameters method روش تغییر پارامتر ها
variational تغییر پذیر، متغیر
variational equation معادله وردشی
variational problem مساله وردشی
variational problems مسائل تغییراتی
variations تغییرات
variations of function تغییرات توابع
variety تنوع، گوناگونی، چندگونا
various گوناگون، مختلف، چندین
various alternative نحو دیگری
vary تغییر کردن، فرق داشتن، تغییر دادن، وردیدن
vavitation ایجاد حفره، حفره سازی، خلاء زایی
vdu واحد نمایش بصری
vector بردار
vector addition جمع برداری
vector algebra جبر برداری
vector analysis آنالیز برداری
vector basis پایه بردار
vector bundle کلاف برداری
vector calculus حساب برداری
vector component مولفه بردار
vector dimension بعد بردار
vector equation معادله برداری
vector field میدان برداری
vector function تابع برداری
vector interpolation درونیابی برداری
vector operation عملیات برداری
vector operations عملیات برداری
vector potential پتانسیل برداری
vector product ضرب برداری، حاصل ضرب حاملی، حاصل ضرب خارجی، ضرب خارجی، حاصل ضرب برداری
vector projection تصویر برداری
vector quantity کمیت برداری
vector space فضای خطی، فضای حاملی، فضای برداری
vector subspace زیرفضای برداری، تحت فضای برداری
vector triple product حاصل ضرب سه گانه بردار
vector valued برداری، برداری مقدار، بردار ارز
vector valued function تابع بردار مقدار، تابع برداری
vector with n components بردار با n مؤلفه
vectorial برداری
vectorial angle زاویه قطبی
vectorial component مؤلفه برداری
vectorial parametrical representation نمایش پارامتری برداری
vectorial product حاصل ضرب خارجی، حاصل ضرب برداری
vectorial space فضای برداری
vectorial subspace زیرفضای برداری
vectors بردار ها، بردار های
vectors addition جمع بردار ها
vectors dependence وابستگی بردار ها
vectors in the same sense بردار های هم جهت
vectors with opposite sense بردار های مختلف الجهت
vee location موضع دهی v شکل
veer تغییر مسیر، تغییر جهت دادن، انحراف، برگشت
velocity سرعت، تندی
velocity average متوسط سرعت
velocity field میدان سرعت
velocity function تابع سرعت
velocity of b relative to a سرعت b نسبت به a
velocity of fluid سرعت سیال
velocity of light سرعت نور
velocity parameter پارامتر سرعت
velocity potential پتانسیل سرعت
velocity vector بردار سرعت
vendor شرکت، فروشنده
venn diagram نمودار ون، تصویر ون، شکل ون
venn euler diagrams نمودار های ون و اویلر
venus زهره
verbal assertion بیان گفتاری
verge در شرف، مشرف بر، لبه، حاشیه، کناره
verging میل
verifiable قابل تصدیق، قابل تحقیق
verification رسیدگی، کنترل، ممیزی، بازبینی، تحقیق، امتحان، تحقیق، وارسی، بررسی، بازرسی
verified محقق شده، مسلم شده، سازگار، تحقیق شده
verified condition شرط صادق
verify تحقیق کردن، درستی … تحقیق کردن، نشان دادن، بررسی کردن
vernier bevel protractor نقاله دقیق
vernier caliper کولیس اندازه گیر، کولیس، کولیس ورنیه
vernier height gage کولیس ارتفاع سنج
vernier micrometer میکرومتر ورنیه دار، ریزسنج ورنیه دار
versatile شکیل، تطبیق نمودن، همه کاره، تطبیق پذیر
versed cosine سمت جیب تمام
versed sine جیب معکوس، سمت جیب، جیب باشگونه، سهم
version گونه، مدل، روایت، ترجمه، نسخه، متن، تفسیر، شرح
versus رویاروی، در مقابل، در برابر، بر ضد، بر حسب، مقابل
vertex راس
vertex array آرایه رأسی
vertex coloring رنگ آمیزی رأسی
vertex file فایل رأس
vertex in a simplicial complex رأس مجتمع سادکی
vertex of a cone راس مخروطی
vertex of a linear graph رأس گراف خطی
vertex of a parabola رأس سهمی
vertex of a solid angle رأس زاویه فضایی
vertex of an angle رأس زاویه
vertex of parabola تارک سهمی
vertex of projection تارک تصویری
vertex of ray رأس شعاع
vertex of the cone تارک مخروط
vertical قائم
vertical angles زوایای متقابل، زوایای متقابل به رأس
vertical asymptote مجانب قائم
vertical axis محور قائم
vertical circle دایره قائم
vertical communication ارتباط عمودی
vertical direction امتداد قائم
vertical distance فاصله قائم
vertical expansion of a graph بسط عمودی یک نگار
vertical growth رشد عمودی
vertical line خط قائم
vertical line property خاصیت خط قائم
vertical plane صفحه قائم، صفحه عمودی، هامن قائم
vertical tangent مماس قائم
vertical tangent line خط مماس قائم
vertical trace اثر قائم
vertical vector بردار قائم
verticality حالت عمودی، عمودیت، راستی، قائمی
verticall line خط قائم عمودی
vertically به طور قائم
vertically opposite angles زوایای متقابل به رأس
vertically simple به طور قائم ساده
vertically simple region ناحیه به طور قائم ساده
vertice رأس، تارک
vertices رئوس، تارک ها، قلل
vertices of a graph رأس های گراف
vertices of a hyperbola رأس های هذلولی
vertices of a polygon رأس های چندضلعی
vertices of a spherical triangle رأس های مثلث کروی
vertices of a triangle رأس های مثلث
vertices of ellipse رأس های بیضی
vertices of polygon رأس های چندضلعی
very significant بسیار معتبر
vibrate ارتعاش کردن، ارتعاش داشتن
vibrating string تار مرتعش
vibration ارتعاش
vibration dampener لرزه گیر، ضربه گیر، ارتعاش گیر
vibratory rail ریل مرتعش
vibratory roller غلتک لرزان
vice دستگاه گیره، قید، گیره
vice versa برعکس
vicinity همسایگی، مجاورت، نزدیکی، حومه
vicious circle دور تسلسل، دور باطل، دور فاسد، دور
video تصویری
video display نمایش تصویری
vierergruppe چهارگروه، گروه درجه دوم، چارگروه
viete relation رابطه ویت
view دید، نظریه، نظر، عقیده، قضاوت، بازنگری
view as در نظر گرفتن، به صورت … در نظر گرفتن
viewed as به عنوان
viewpoint نقطه دید، نقطه نظر، دیدگاه
vigesimal numeration system دستگاه شمار در مبنای بیست
vinculum خط
violate تغییر کردن، نقض شدن
violation تغییر، تخلف، تخطی، تجاوز
virtual حقیقی، واقعی
virtual waiting time زمان انتظار واقعی
viscosity چسبندگی
viscous چسبیده، غلیظ، چسبنده، شکسته
visibility وضوح، پدیداری
visible قابل رؤیت، پدیدار، مرئی، واضح، نمایان
visible spectrum طیف مرئی
visit ملاقات کردن
visual inspection بازرسی رؤیتی، بازرسی ظاهری، بازرسی با دیدن
visual review system سیستم بازدید عینی
visualization تجسم
vital اساسی، حیاتی، واجب
vital index شاخص حیاتی
vital records ثبت و نگهداری وقایع زندگی
vital statistics آمار وقایع زندگی
vitali covering theorem قضیه پوشش ویتالی
viz بدین قرار، به عبارت دیگر
vocal number شماره مشخصات کالا
void حفره، ناخالصی، پوچ، تهی، خالی
void result نتیجه باطل
void set مجموعه پوچ، مجموعه تهی، مجموعه خالی
voltage peak اوج ولتاژ
volterra’s integral equations معادلات انتگرال ولترا
volume حجم
volume discount تخفیف حجمی، تخفیف برای حجم
volume element جزء، حجم، عنصر حجم
volume function تابع حجم
volume integral انتگرال حجم
volume of solid حجم جسم
voluminous حجیم، گنجا
voluntarism اراده گرایی
voluntary motion حرکت ارادی
von mises conception of probability مفهوم احتمال بر طبق فون میزس
von neumann algebras جبرهای فون نویمان
vortex گرداب
vortex lines خط های گرداب
vortex point نقطه گردابی
vorticity چرخش، گردابی
voucher سند، سند حسابداری، برگه، مدرک هزینه، رسید، سند هزینه
voulgar fraction کسر متعارفی
w بیست و سومین حرف الفبای انگلیسی
wage اجرت، مزد، دستمزد
wage policy سیاست دستمزد
wage scale پایه دستمزد، اشل دستمزد
wage system سیستم دستمزد
wager روز مزد
waiting انتظار
waiting line صف، در صف گذاشتن، خط انتظار
waiting line analysis تحلیل خط انتظار
waiting line model مدل صف، مدل خط انتظار
waiting time زمان انتظار
walk گذر، گشت و گذار، گام، راه
walking beam شمش سیار
walkthrough method روش گامی
wall دیواره
wall thickness ضخامت دیواره
wallis formula دستور والیس
wallis product حاصل ضرب والیس
wallis’s formula فرمول والیس
ware جنس
warehouse انبار کالا، مخزن، انبار
warehouseman انباردار
warehousing نگهداری در انبار، انبارداری
waring’s problem مسأله وارینگ
warning lines خطوط هشدار، خطوط اعلام
warpage اعوجاج، تاب برداشتن، پیچیدگی، تاب برداشتنی
warrant تضمنی کردن، رسید انبار، ضمانت کردن، تعهد کردن، مجوز دادن، مجوز
warranty تجویز، تعهدنامه، التزام، اجاره، ضمانت نامه کالا، تضمین
warranty of quality تضمین کیفیت
waste بی مصرف، باطله، ضایعات
water shield plasma پلاسما با لایه پوششی آب
water volume حجم آب
watery body شکل آبی
watson’s lemma لم واتسون
wave موج
wave equation معادله موج
wave function تابع موج
wave length طول موج
wave motion حرکت موج، حرکت موجی
wave number عدد موج، عکس طول موج، تعداد موج، تعداد موج در واحد طول
wave velocity سرعت موج، سرعت فاز
waveform موجی شکل
wavelength طول موج
waviness تموجی بودن، موجدار بودن، موجی بودن، تموج
way راه، طریق
way bill بارنامه زمینی، صورت بار، بارنامه
we are given that در صورتی که بدانیم
we are though مسأله تمام است، اثبات تمام است
we have found that دیدیم که
we notice that می بینیم که
weak خفیف، ضعیف
weak compactness فشردگی ضعیف
weak completeness فشردگی ضعیف، کمال ضعیف، تمامیت ضعیف
weak convergence همگرائی ضعیف، همگرائی خفیف
weak converse theorem عکس ضعیف قضیه
weak duality دوگان ضعیف، ضعیف دوگانی
weak induction استقرای کم توان
weak integral انتگرال ضعیف
weak interaction بر هم کنش ضعیف
weak law of large numbers قانون خفیف اعداد بزرگ، قانون ضعیف اعداد بزرگ، قانون کم توان
weak minimum مینیمم ضعیف
weak operator topology توپولوژی ضعیف عملگر ها
weak order ترتیب ضعیف
weak order relation نسبت ترتیبی ضعیف، رابطه ترتیبی ضعیف
weak relation نسبت ضعیف
weak solution جواب ضعیف
weak topology توپولوژی ضعیف، توپولوژی کم توان
weak* topology توپولوژی ضعیف ستاره، توپولوژی ضعیف*
weaken سبک کردن
weakened mood ضرب ضعیف، استقرای ضعیف
weaker topology توپولوژی ضعیفتر
weakly به طور ضعیف
weakly continuous representation نمایش ضعیف پیوسته
weakly convergent sequence دنباله ضعیف همگرا
weakly integrable function تابع ضعیف-انتگرال پذیر
weakly measurable function تابع ضعیف-اندازه پذیر
weakly order preserving حافظ ترتیب ضعیف
weakly ordered به طور ضعیف مرتب شده
weakly stationary process فرآیند ضعیف مانا
weakly symmetric riemannian space فضای ریمانی ضعیف متقارن
wear فرسودگی، فرسایش، ساییدگی، خورده شدن، ساییده شدن، مستهلک شدن، فرسودن، سایش
wear and tear سایش و فرسایش، استهلاک عادی، استهلاک، ریخت و ریز، ساییدگی و فرسودگی، فرسودگی
wear out فرسوده شدن، ساییده شدن، فرسایش، خورده شدن
wear resistance مقاومت در برابر سایش، دیرسایی، سخت سایی، پایداری در برابر سایش
weather هوا
weather map نقشه هوا
weber function تابع وِبِر، تابع وبر
weber transform تبدیل وبر
weddle’s rule قاعده ودل
wedge بیرون انداز، لبه، گاوه، گوه، از هم جدا کردن، با گوه شکافتن
wedge clamp گیره شیبدار، گیره گوه ای
wedge product حاصل ضرب گوه ای
weibull distribution توزیع وایبال
weierstrass approximation theorem قضیه تقریب وایراشتراوس
weierstrass canonical product حاصل ضرب متعارف وایرشتراس
weierstrass elliptic functions تابع های بیضوی وایرشتراس
weierstrass m test آزمون وایرشتراس، آزمون m وایرشتراس
weierstrass point نقطه وایرشتراس
weierstrass stone theorem قضیه وایرشتراس-استون
weierstrass test آزمون وایرشتراس
Weierstrass theorem قضیه وایرشتراس
weierstrass zeta function تابع زتای وایرشتراس
weight وزن
weight function تابع وزن
weight of a code وزن کد
weighted وزندار، وزین، سنگین، وزنه دار، موزون، وزن دار
weighted arithmetic mean میانگین موزون حسابی، حسابی وزندار، میانگین حسابی وزنی
weighted average میانگین وزنی، میانگین وزین، واسطه وزن دار، معدل وزن دار، میانگین موزون، متوسط موزون، میانگین وزندار، متوسط وزندار
weighted mean متوسط وزنه دار، میانگین موزون، متوسط موزون، میانگین وزن دار، واسطه وزن دار
weighted mean value theorem قضیه مقدار میانگین وزندار
weighted moving average معدل متحرک موزون
weighted path length طول مسیر وزن دار
weighting factor عامل وزنه
weighting function تابع چگالی
weightlessness بی وزنی
weil conjecture حدس وایل
weil domain حوزه وایل
well behaved خوش رفتار، خوش کردار
well behaved function تابع خوش رفتار
well conditioned خوش حالت، خوش طرح
well defined خوش تعریف، خوب تعریف شده
well defined function تابع خوش تعریف
well formed خوش ساخت
well formed formula فرمول خوش ساخت، دستور خوب ساخته
well known آشنا
well ordered خوش ترتیب، نیکو مرتب، خوب مرتب شده
well ordered set مجموعه خوش ترتیب
well ordering خوش ترتیبی
well ordering principle اصل خوش ترتیبی
well ordering property ویژگی خوشترتیبی
well ordering theorem قضیه خوشترتیبی
well posed خوش طرح
well principle اصل خوش ترتیبی
well relation نسبت ترتیبی نیکو
well set مجموعه خوش ترتیب، مجموعه کاملا مرتب
weyl integral formula فرمول انتگرال وایل
Weyl principle اصل وایل
what happen به چه صورتی در می آید
whatever بدون توجه به، اگر، هر چه باشد، هر چه، هر آنچه، اصلا، هر، دلخواه، هر قدر
whatever process هر پردازشی
wheel نقاله چرخی، چرخ
when برای، به ازای، چه وقت
when need در صورت لزوم
when possible در صورت امکان
when we wish to هنگامی که بخواهیم
whence از آنجا، که از آن نتیجه می شود
whenever هر جا، هرگاه، اگر
where در کجا، کی
where by که به وسیله آن
where the stone falls پای ارتفاع مثلث
whereas نظر به این که، از آنجا که، در حالی که
wherefore به چه علت، چرا
wherefrom که از آنجا
wherein که در آن، در جائی که
whereof از آنجائی که
wherever جائی که، آنجا که، هر جا که
whether آیا، چه، خواه
whether each of کدامیک از
whether or not در همه حال، به هر صورت، به هر حال
which که، کدام، به طوری که
which is یعنی
which means that به معنای آن است که
which of کدام یک از
whichever هر کدام
whispering نجوا
white سفید
white dwarf کوتوله سفید
white noise اغتشاش خالص
whitehead product حاصل ضرب وایتهد
Whittaker differential equation معادله دیفرانسیل ویتاکر
whittaker function تابع های ویتاکر
Whittaker functions تابع های ویتاکر
whoever x هر چه باشد x، به ازای تمام مقادیر x
whole کامل، درست، تمام، سراسر، همه، سالم، بی خرده، صحیح، کل
Whole number عدد صحیح، عدد تام، عدد درست، عدد تمام، شمار درست
whole part قسمت صحیح
wholesale عمده فروشی، کلی فروشی
wide پهن، گشاد، وسیع
wide area فراگیر
wide range دامنه وسیع
widen گستراندن، پهن کردن
width عرض، پهنا، پهنه
width of a region عرض یک ناحیه
widthwise عرضی گون
wiener levy theorem قضیه وینر-لوی
Wiener process فرآیند وینر
wigger indicator سنجه جنبان
wild function تابع وحشی
wilding پیچش، تاب دادن، چرخش، گشت
wilding number عدد پیچش، عدد گردشی، شماره گشت، عدد چرخش
will دلخواه، اختیاری
will be می توان
wilson’s theorem قضیه ویلسون
wilsorized وینسوریزه
winding گردشی
winding number عدد چرخش
wiper برف پاک کن، جاروبک، بادامه
wiper blade تیغه جاروب کن
wire مفتول، کابل، سیم
wire drawing کشش سیمی، مفتول کشی
wire frame modelling مدل قاب سیمی، مدل سازی شبکه توری
wire rope سیم رشته ای، کابل فولادی
wish بخواهیم
wishart distribution توزیع ویشارت
wit replacement با جای گذاری
witch of agnesi خم آنزا، خم اگنس
with با استفاده از، با، بوسیله ی
with a number of examples با چند مثال
with account take با در نظر گرفتن
with different sign نا همعلامت
with different signs با علامت های مختلف
with reference to مرجع، نسبت به
with regard to نسبت به، درباره ی، با رعایت، با ملاحظه
with respect نسبت به، در مورد
with respect to نسبت به، بر حسب
with the exception به استثنای
with the same sign هم علامت
with the same signs هم علامت
within در قرار دارد، درون، تو، داخل
within and on دروبر
within loss بدون انحصار
within replacement بدون جایگزاری
without loss of generality بدون از دست رفتن کلیت
without replacement بدون جای گذاری
wobble لرزش، حرکت لرزشی
wold decomposition تجزیه ولد
word کلمه، واژه
word length طول واژه
word problem مسأله واژه
word processing پردازش کلمه، لغت پردازی
work کار
work breakdown schedule جدول زمانی تقسیم کار
work head کارگیر
work in process کالای در جریان ساخت، محصول نیمه تمام
work integral انتگرال کار
work measurement کارسنجی، اندازه گیری کار
work pachage گروه کاری
work priority system سیستم کار با اولویت
work program برنامه کار
work sampling نمونه برداری از کار
work shop کارخانه کوچک، کارگاه
work simplification ساده کردن کار
work situation محیط کار، وضعیت کار، موقعیت کار
work station ایستگاه کاری
work stoppage متوقف شدن کار، توقف کار
work study بررسی کار، کارسنجی، مطالعه کار
work unit واحد کار
work volume فضای کاری
work zone منطقه کاری
workflow chart نمودار مراحل کار، نمودار جریان کار
workhandling جا به جا کردن قطعه کار
working capital سرمایه جاری، سرمایه در گردش
working day روز غیر تعطیل، روز فعالیت، روز کار، روز کاری
working fund تنخواه گردان
working hours method روش میزان ساعات کارکرد، روش ساعات کارکرد
working life دوره کارکرد، عمر کارکرد، دوره فعالیت، دوام
working origin مبداء کارآمد
working probits آزمایش های عملی
working procedure روش کار، رویه کار
workmanship طرز کار، مهارت، استادی
workpiece قطعه کار
workplace منطقه کار، منطقه کاری، محل کار
works کارخانه، عملیات، آثار، عمل کردن
worksheet برگه کار، ورقه کار، کارگاه
world series سری های جهانی
worm لوله مارپیچی حلزونی، پیچ حلزون
worm gear چرخ دنده بی انتها، چرخ دنده حلزونی، دنده مارپیچی، دنده حلزونی
wormwheel چرخ حلزون، چرخ دنده مارپیچی، چرخ حلزونی
worst case بدترین حالت
wrench چرخش، پیچش، پیچاندن، آچار
wring fit انطباق چسبنده
wrinkled چین دار
wrist pin انگشتی پیستون، انگشتی
write down پایین آوردن ارزش دفتری
write in the form به شکل … درآوردن، به صورت … نوشتن
wrong غلط
wronskian دترمینان رانسکی، رانسکین، رونسکی، رانسکی
Wronskian determinant دترمینان ورونیسکی، ورونیسکی
Wronskian دترمینان ورونیسکی، ورونیسکی
wronskin رونسکینی، تابع رانسکین
wrought ساختار فرم داده شده، نوردی
x بیست و چهارمین حرف الفبای انگلیسی
x and or y x یا y یا هر دو
x axis محور x، محور x ها
x chart نمودار x، نمودار میانگین
x component مؤلفه x
x coordinate مختص x
x intercept طول از مبدأ، خفت از مبدأ برخوردگاه
x manifold of class خمینه x از رده ی
x minimal function تابع x-مینیمال
x punch منگنه ایکس
x ray اشعه رونتگن، اشعه ایکس
xy plane صفحه xy، هامن xy
xz plane صفحه xz، هامن xz
y بیست و پنجمین حرف الفبای انگلیسی
y axis محور عرض ها، محور y، محور y ها، محور عرض های در دستگاه مختصات
y coordinate مختص y، آراینده y، همارای y
y intercept عرض از مبدأ، رست از مبدأ، برخوردگاه
y replaced by x x جایگزین y شده است
yanoff list لیست یانوف
yard یارد، واحد مقیاس طول انگلیسی معادل 0.9144 متر، محوطه، میدان
Yates correction تصحیح یتس
yates’s correction تصحیح ییتس
yaw انحراف، منحرف شدن
yes state حالت بله، حالت درست
yet neither حتی، اگر، هیچ یک
yet we can’t حتی نمی توانیم
yield محصول، حاصل، باردهی، بهره دهی، بازده، تشکیل دادن، دادن، بارآوردن، دستاورد
yield of capital حاصل سرمایه، بازده سرمایه
yield ratio نسبت بازدهی
yield strength تاو تسلیم، استحکام تسلیم
yields نتیجه می گیریم، نتیجه می دهد، در می آید، می رسیم، خواهیم داشت، معین کردن
yoke بند، طوقه
young inequality نابرابری یانگ
young’s modulus معیار یانگ
yule process فرآیند یول
yz plane صفحه yz، هامن yz
z بیست و ششمین حرف الفبای انگیسی
z axis محور z ها، محور ارتفاع در دستگاه مختصات سه بعدی
z coordinate آراینده z، همارای z، مختص z
z distribution توزیع z
z intercept ارتفاع از مبدأ
z plane صفحه z
z score نمره z، نمره معیار طبیعی
z transform تبدیل z
z transformation تبدیل z
zahl عدد صحیح، عدد
zanith اوج، بالاترین نقطه آسمان، سمت الرأس
zassenhaus زاسن هاوس
zenith سمت الراس
zeno’s paradox تناقض زنو، پارادوکس زنو، باطل نمای زنو
zermelo زرملو
zermelo axiom اصل موضوع تسرملو
zermelo’s theorem قضیه زرملو
zero صفر، جواب، ریشه، هیچ
zero base gudgeting بودجه بندی بر مبنای صفر
zero defect نقص صفر، بدون نقص
zero derivative theorem قضیه مشتق صفر
zero divisor مقسوم علیه صفر، بخشیاب صفر
zero element عضو صفر، عنصر صفر
zero entries درایه های صفر
zero function تابع صفر
zero matrix ماتریس صفر
zero measure اندازه صفر
zero of a function صفر تابع، صفر یک تابع
zero of a polynomial صفر چندجمله ای
zero of multiplicity m ریشه m گانه، صفر از مرتبه m، صفر از تکرار m
zero one law قانون صفر-یک
zero one problem مسأله صفر-یک
zero point of coordinate system نقطه صفر دستگاه مختصات، مبداء مختصات
zero polynomial چندجمله ای صفر
zero position نقطه مبنا، نقطه شروع
zero quantifier سور صفر
zero ring حلقه صفر
zero row سطر صفر
zero set مجموعه صفر
zero sum game بازی مجموع صفر، بازی صفر مجموع
zero sum two person game بازی دو نفری مجموع-صفر
zero time activity فعالیت زمان-صفر
zero variable بردار صفر، متغیر صفر
zero vector بردار صفر
null vector بردار صفر
zeros of hyperbolic functions صفر های توابع هذلولی گون
zeroth derivative مشتق صفرم
zeta ششمین حرف از الفبای یونانی، z یا ?
zeta function تابع زتا
zigzag دارای پیچ و خم، شکسته، منکسر
zigzag progress ترقی زیگزاگ
zonal harmonic همساز های منطقه ای
zonal harmonics همساز های منطقه ای
zone محوطه، حوزه، بخش، محدوده، میدان، منطقه، ناحیه
zone of a surface of revolution منطقه یک سطح دوار
zone of acceptability حدود پذیرش
zone of one base عرقچین کروی
zone of sphere منطقه کروی
zoom اندازه نمایی
zorn زرن
zorn lemma لم زرن
zornify زرنی کردن

 

 

منبع: ایران ترجمه

Email this to someoneShare on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn


Email this to someoneShare on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

در این مطلب با توجه به نیاز بسیاری از افراد و داوطلبان و به ویژه دانشجویان دکتری به لغات و اصطلاحات تخصصی، قصد داریم اصطلاحات و لغات برق و الکترونیک را برای شما عزیزان تهیه و تنظیم کرده ایم. با ما همراه شوید

طبقه ورودی input stage
زمان درونداد input time
واحد درونداد input unit
غیر حساس insensitive
داخلی inside
کابل داخلی inside cable
قطر داخلی inside diameter
بازرسی کردن inspect
نا پایداری instability
نا پایدار instable
نصب کردن، اَبَر نشاندن install
تاسیسات installation
لحظه ای، آنی instantaneous
فروپاشی لحظه ای instantaneous breakdown
جریان لحظه ای instantaneous current
بار لحظه ای instantaneous load
توان لحظه ای instantaneous power
رله لحظه ای instantaneous relay
مقدار لحظه ای instantaneous value
سرعت لحظه ای instantaneous velocity
ولتاژ لحظه ای instantaneous voltage
دستور instruction
دستگاه اندازه گیری instrument
پهنه سنجش instrument range
مقاومت عایق insulance
ماده عایق insulant
کابل عایق شده insulated cable
هادی عایق شده insulated conductor
انبردست عایق insulated pliers
سیم عایقدار insulated wire
عایقسازی، عایق بندی insulation
مقاومت عایق سازی ویژه insulativity
مقره، عایق insulator
عدد درست (عدد صحیح) integer
یگانستن(تمام کردن، درست کردن) integrate
مدار یگانسته integrated circuit
قوی، زیاد، سخت، شدید intense
جریان قوی intense current
سترگی، سختی، فزونی ،کثرت intensity
باند میانی interband
تداخل (امواج) interference
معکوس، وارونه، برگشت inverse
جریان معکوس inverse current
دیود معکوس inverse diode
جهت معکوس inverse direction
پیوست معکوس inverse feedback
تابع معکوس inverse function
ولتاژ معکوس inverse voltage
معکوس کردن invert
متناوب ساز inverter
مدار متناوب ساز inverter circuit
طبقه متناوب ساز inverter stage
نامرئی invisible
تابش نامرئی invisible radiation
یونش ionization
اتاقک یونش ionization chamber
ثابت یونش ionization constant

 

جریان یونش ionization current
درجه یونش ionization degree
انرژی یونش ionization energy
سطح یونش ionization level
نقطه یونش ionization point
پتانسیل یونش ionization potential
ولتاژ یونش ionization voltage
یونیدن (به یون تجزیه کردن) ionize
گاز یونیده ionized gas
ناخالصی یونیده ionized impurity
لایه یونیده ionized laver
آهن iron
هسته آهن iron core
بدون آهن iron free
تلف آهن iron loss
تراکم نور irradiance
برگشت ناپذیر irreversible
عایقیدن isolate
عایقبندی isolation
سکسیونور Isolator
جول joule
اثر جول Joule effect
گرمای جول Joule heat
اتصال، پیوند گاه junction
سطح اتصال junction area
جعبه تقسیم junction box
کابل اتصال junction coble
نمودار اتصال junction diagram
دیود پیوندی junction diode
پیوند سازی junction formation
همسوساز پیوندی junction rectifier
ترانزیستور پیوندی junction transistor
ولتاژ پیوندگاه junction voltage
پهنای پیوندگاه junction width
توربین کاپلان Kaplan turbine
کیلو سیکل بر ثانیه kcps, kc/s
تکمه فشاری، کلید key
کیلو آمپر kilo ampere
کیلو گاوس kilo gauss
کیلو جول kilo joule
کیلو اهم kilo ohm
کیلو ولت kilo volt
کیلو ولت آمپر kilo volt ampere
کیلو وات kilo watt
نوع جریان kind of current
جنبشی kinetic
کارمایه ( انرژی) جنبشی kinetic energy
قانون کیرشهف kirchhoff law
زانو knee
ولتاژ زانویی knee voltage
ناپایدار labile
درنگ lag
زاویه درنگ lag angle
لامبرت (واحد تراکم نور در S.G.G) lambert
لایه، برگ کوچک lamella
لایه لایه lamellar
لایه نازک lamina
لایه لایه کردن laminate
لایه لایه laminated
هسته متورق laminated core
قطب متورق laminated pole
افروزه lamp
رشته افروزه lamp filament
سرپیچ افروزه lamp holder
ولتاژ نامی افروزه lamp rating
شبکه lattice

 

ساختار شبکه lattice structure
قانون تصادف law of chance
قانون القا law of induction
قانون حرکت law of motion
قانون تابش law of radiation
لایه layer
آراستاری layout
سرب، هادی lead
تراوش کردن (تراوش، پراکندگی) leak
مدار زمین leak circuit
جریان نشتی leak current
پراکندگی leakage
جریان خزشی leakage current
میدان پراکنده leakage field
شر پراکنده leakage flux
رله اتصال زمین leakage relay
چپگرد left handed
سطح، سطح انرژی، شدت level
تنظیم سطح level adjustment
کنترل سطح level control
سطح اعوجاج level of distortion
سطح روشنایی level of illumination
سطح برنامه level of program
شدت تابش level of radiation
درجه اطمینان level of safety
اهرم lever
چپگردی levorotation
چپگرد levorotatory
نور light
پرتو نور light beam
حامل نور light carrier
جریان نور light current
پخش نور light distribution
انتشار نور light emission
شدت نور light intensity
بار کم light load
افت نور light loss
فلز سبک light metal
نور سنج light meter
گذر نور light passing
مسیر نور light path
کوانت (مقدار، کمیت، اندازه ،درجه) نور، کوانتوم نور light quantum
پرتو نور light ray
پراکندگی نور light scattering
حساس به نور light sensitive
منبع نور light source
تراکم نور light tight
پرتو گسترانی lighting
جریان نور lighting current
مهندسی روشنایی lighting engineering
تاسیسات روشنایی lighting plant
کلید روشنایی lighting switch
آذرخش lightning
آراستار آذرخش lightning arrester
خط(الکتریکی)، سطر تصویر line
افت ولتاژ خط line drop
فیوز خط line fuse
امپدانس خط line impedance
مقره خط line insulator
تلف خط line loss
رله خط line relay
همزمانی سطور line synchronization
خط زیر بار line under load

 

بار load
جریان بار load current
منحنی بار load curve
تراکم بار load density
نمودار بار load diagram
تقسیم بار load division
ضریب بار load factor
افزایش بار load increase
قله بار load peak
مقاومت بار load resistor
ولتاژ بار load voltage
محلی، موضعی local
منطق logic
جمع منطق logic addition
مدار منطق logic circuit
عنصر منطق logic element
ضرب منطق logic product
جمع منطق logic sum
منطقی logical
مدار منطقی logical circuit
تصمیم منطقی logical decision
طرح منطقی logical design
نمودار منطقی logical diagram
عنصر منطقی logical element
تابع منطقی logical function
دستور منطقی logical instruction
عملکرد منطقی logical operation
مسئله منطقی logical problem
برنامه منطقی logical program
موج بلند long wave
طولی longitudinal
لوله پلاستیکی loom
گمگشت(تلفات) loss
بی گمگشت ( بی تلفات) loss free
تلف انرژی loss of energy
تلف گرما loss of heat
بلندگو loudspeaker
ضعیف، کم low
بار کم low load
کم تلف low loss
پایین گذر low pass
مقاومت کم اهم low resistor
فشار کم، ولتاژ کم low voltage
لومن (واحد جریان نور) lumen
تراکم نور luminance
لیانی luminescence
دیود لیانی(نوری) luminescence diode
درخشندگی luminosity
لوکس (واحد شدت روشنایی) lux
روشنایی سنج، لوکس سنج lux meter
منیزیوم magnesium
آهنربا magnet
آهنربایش magnetization
دکل mast
ماده material
ماده matter
مکسول، ماکسول maxwell
سنجیدن measure
سنجش measurement
سنجش، اندازگیری measuring
حافظه memory
ظرفیت حافظه memory capacity

 

مدار حافظه memory circuit
جریان حافظه memory current
سیستم حافظه memory system
سیماب، جیوه mercury
فرکانس متوسط mf , m.f. , MF
میکرو فاراد mfd.
میلی هانری mh , mH
زیمنس mho
میکا mica
خازن میکا mica capacitor
دی الکتریک (عایق، ضد برق) میکا mica dielectric
کاغذ میکا mica paper
ورق میکا mica plate
نوار میکا mica tape
واشر میکا mica washer
میکای مصنوعی micanite
میکرو آمپر متر micro ampere meter
میکرو آمپری micro ampere
میکرو الکترونیک micro electronic
میکرو فاراد micro farad
میکرو هانری micro henry
میکروفن microphone
الگو model
مدگردانی (زیر و بم، نوسان صدا) modulation
مدگردان (تلفیق کننده) modulator
ممان، گشتاور، لحظه moment
تک فاز mono phase
یک وضعیت پایدار mono stable
الفبای مورس Morse alphabet
تکمه مورس Morse key
گیرنده مورس Morse receiver
فرستنده مورس Morse sender
سیگنال مورس Morse signal
نیمه هادی – اکسید – فلز MOS
جنبار، موتور، محرک motor
مولتی ویبراتور، چند نوسان ساز Multi-vibrator
متقابل mutual
امپدانس متقابل mutual impedance
اندوکتانس متقابل mutual inductance
القای متقابل mutual induction
واحد شدت میدان مغناطیسی Oersted
قطع (مدار)، خاموش off
واحد مقاومت الکتریکی ohm
قانون اهم ohm law
اهمی ohmic
بار اهمی ohmic load
مقاومت اهمی ohmic resistance
روغن oil
کلید روغنی oil circuit breaker
مصرف روغن oil consumption
سطح روغن oil level
لوله روغن oil pipe
فشار روغن oil pressure
تلمبه (پمپ) روغن oil pump
کلید روغنی oil switch
وصل (مدار)، روشن on
ولتاژ کار on load voltage
باز open
مدار باز open circuit
عمل کردن operate
بهره برداری، عملیات operation

 

 

منبع: ایران ترجمه

Email this to someoneShare on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn


Email this to someoneShare on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

در این مطلب از سری مطالب لغات تخصصی رشته های مختلف، بخش هایی از لغات تخصصی علمی مهندسی را برای شما عزیزان در نظر گرفته ایم. با ما همراه شوید

لغات تخصصی علمی مهندسی بخش 174

سقف‌ سازی‌ roofing
اطاق‌ room
دستگاه تهویه مطبوع اتاقی Room air conditioner
ریشه‌ root
طناب‌ rope
دوران‌ دادن‌ rotate
دوار rotating
دوران rotation
دورانی rotational
زبر، خشن rough
زبر کردن‌ roughen
بطور کلی roughly
مدور round
مسیر، راه‌ route
روال‌ routine
مسیریابی routing
ردیف‌، سطر row
لاستیک‌ rubber
ناهمواری‌ ruggedness
قاعده‌ rule
اجرا run
جاری‌ running
باند فرودگاه runway
گسیختگی rupture
گسیخته ruptured
روستایی rural
زین saddle
فاصله نشیمن زینی saddle pith
نشیمن زینی saddle
ایمن‌ safe
حفاظ safeguard
بی خطر safely
معیارهای ایمنی safety criteria
کنترل اطمینان خودکار قطع گاز (مقررات ملی) Safety Shutoff device
شیر اطمینان Safety valve
خمیدگی sag
نمک‌ salt
یکسان‌ same
نمونه‌ sample
ماسه‌ sand
حوضچه ماسه sand basin
روش تراکم با شمع‌های ماسه‌ای sand compaction pile method
حلقه ماسه‌ای Sand Ring
ماسه‌ دار sanded
ریگ دار sandiness
ماسه‌ای sandy
بهداشتی sanitary
لوله فاضلاب خانگی sanitary sewer pipe
سیستم تخلیه فاضل آب sanitation
ارضاء satisfaction
راضی satisfied
راضی کردن‌ satisfy
اشباع‌ saturated
ذخیره‌ کردن‌ save
پس‌ انداز saving
اسکادا SCADA
مقیاس‌ scale
مدرج‌ scaled
پرتگاه Scarp
سناریو scenario
زمان‌ بندی‌ schedule
رده Schedule
طرح‌ کلی schematic
بیرون آوردن، گود کردن، کندن scoop
دامنه‌، محدوده‌ scope
نمای کلی کار Scope of work
آب شستگی scour
صیقلى کردن، شستن scouring
اسکریپر scraper
خراشیدن scratch
صفحه‌ screen
سرند screening
نخاله‌ سنگ‌ screenings
پیچاندن‌ screw
لوله با اتصال پیچی screw joint PIPE
آب‌ بندی‌ کردن seal
مهر و موم‌ شده‌ sealed
درز طولی Seam
نشیمنگاه‌ seat
طول نشیمن seat length
رو به‌ دریا seaward
دوم، ثانیه‌ second
بلای ثانویه second disaster

 

لغات تخصصی علمی مهندسی بخش 175

قسمت‌ section
نیروی محوری section force
ایمن‌ secure
مطمئناً securely
امنیت‌ security
امنیت (خطرات عمدی) Security
رسوب‌ sediment
رسوبی sedimentary
رسوب‌ سازی‌ sedimentation
حوضچه رسوبگیر sedimentation basin
دانه‌ seed
جستجو seek
به‌ نظر آمدن‌ seem
تراوش seepage
محاسبات ایمنی در برابر خرابی تراوشی seepage failure
قطعه‌ segment
قطعه‌قطعه‌، بندبند segmental
لرزه‌ای seismic
محاسبه لرزه‌ای سازه‌های خاکی seismic calculation of earth structure
روش ضریب لرزه seismic coefficient method
طیف‌های طراحی لرزه‌ای Seismic design spectra
سنگ کف مهندسی لرزه‌ای seismic engineering base rock
حرکت لرزه‌ای زمین Seismic ground motion
اقدامات لرزه‌ای seismic measures
شدت طراحی seismic safety
منطقه بندی لرزه‌ای Seismic zoning
حالت‌ ارتعاش‌ seismicity
زلزله بین Seism scope
گرفتن، تصرف کردن seize
انتخاب‌ کردن‌ select
انتخاب‌ selecting
انتخاب‌ selection
کلید انتخابگر Selector Switch
مخازن خود مهار Self-anchored tank
خود بسته شو Self-closing
دستگاه‌های یکپارچه Self-contained equipment
خود اتکاء Self-supporting
نیم‌، نصف‌ شده semi
فرستادن‌ send
حس‌ کردن‌ sensing
حساس‌ sensitive
حسگر sensor
جدا separate
جداگانه‌ separately
جدایی separation
ترتیبی sequential
سری‌ series
جدی‌ serious
جداً seriously
جدیت‌ seriousness
بکار رفتن‌ serve
سرویس‌ service
خط لوله بهره بردرای service line
لوله خانگی service pipe
لوله کشی بهره برداری service piping
قابلیت‌ استفاده‌ serviceability
حالت حد بهره‌ برداری serviceability limit state
سودمند serviceable
بار لرزه‌ای بهره برداری serviceable seismic load
تأسیسات‌ services
نصب‌ کردن‌ set
پیچ تنظیم set bolt
نصب‌ setting
قرار دادن‌، نصب‌ کردن‌ settle
مقیم‌، ثابت‌ settled
نشست‌ settlement
ته‌ نشینی settling
حوضچه ته‌ نشینی settling basin
جدا کردن‌ sever
چندین‌ several
شدید severe
شدت‌ severity
فاضلاب‌ sewage
واحد تصفیه sewage plant
مجرای‌ فاضلاب‌ sewer
سایه‌ shadow
میله‌، محور shaft
شفت Shaft
ارتعاش‌ shake
سنگ‌ رسی shale
کم‌ عمق‌ کردن‌ shallow
چاه سطحی shallow well
طرح‌ کردن‌، به‌ شکلی درآوردن‌ shape
ضریب فرم shape coefficient
به‌ شکل‌ درآمده‌ shaped
تیز sharp
تند sharply
برش‌ shear
مقاومت برشی shear resistance
فنریت برشی Shear spring
برش‌ shearing
غلاف‌ sheath
پوشش sheathing
انبار، کارخانه سرپوشیده، آلونک shed
بطورعمود، یک راست sheer
تیر تیغه sheet beam
تونل پوشش دار shield tunnel
پوسته‌ shell
نوع پوسته‌ای shell –type
مجرای پوشش دار shelled  conduit
پناهگاه، جان پناه shelter
قفسه بندی shelving
سپر، پوشش shield
حفاظت‌ shielding
تغییر مکان‌، انتقال‌ shift
تغییر مکان‌ دهی shifting
ضربه‌ shock
تکان‌ دهنده‌ shocking
ساحل، کنار دریا shore
اتصال کوتاه Short circuit
پایه کوتاه Short leg Support
دامنه کوتاه Short Skirt

 

لغات تخصصی علمی مهندسی بخش 176

کوتاه مدت short term
کمبود shortage
انقباض‌ بتن‌، افت‌ بتن‌ shorten
منقبض‌ شدن‌ shrink
کوتاه‌ کردن‌ shrinkage
رآکتور موازی Shunt Reactor
شیر قطع کننده shut-off valve
طرف‌، سو side
علامت‌ sign
علامت‌ دار signed
اهمیت‌ significance
مهم‌ significant
قرنیز کف پنجره sill
سیلو silo
لای‌ silt
مشابه‌ similar
بطور مشابه‌ similarly
ساده‌ simple
سیستم قاب سازه‌ای ساده Simple structural frame system
سادگی simplicity
ساده‌ سازی‌ simplification
ساده‌شده‌ simplified
روش ساده شده simplified method
ساده‌ کردن‌ simplify
به‌ سادگی simply
تکیه گاه ساده simply supported
تیر تکیه‌گاه ساده simply supported beam
شبیه‌سازی‌ کردن‌ simulate
شبیه‌ ساخته‌ simulated
همزمان‌ simultaneous
در یک‌ زمان‌ simultaneously
جاروب سینوسی Sine Sweep
تنها single
انحنای ساده Single  curvature bending
دودکش یک جداره Single wall vent
ارتعاشات سینوسی، تحریکات سینوسی sinusoidal excitations
سیفون‌ siphon
سایت، ساختگاه‌ site
رسته ساختگاه Site class
طیف طرح ویژه ساختگاه Site specific design spectrum
طیف ویژه ساختگاه Site specific spectra
واقع‌ شده‌ در situated
موقعیت‌ situation
اندازه‌ size
طرح‌ ریزی skeleton
طرح‌ ‌sketch
مقاومت پوسته skin friction
از قلم‌ اندازی skip
چرخ بالاکش skip hoist
چرخ بالاکش skip hoist
دامن‌ skirt
تکیه گاه دامنی Skirt support
برج‌های با تکیه‌گاه مخروطی Skirt support tower
دال‌ slab
شلی Slack
سستی slackness
تراورس‌ sleeper
غلاف‌ sleeve
لاغر slender
لاغری Slenderness
برش‌ slice
روش اسلایس slice method
لغزش slide
اتصال دهنده‌ لغزشی Slider Connector
لغزش sliding
مقدار ناچیز slight
کمی، اندکی slightly
لغزش‌ slip
طول برون لغزی Slip out length
لغزش‌ slipping
پساب آشپزخانه و امثال آن، لجن ،باتلاق slop
شیب‌ slope
سراشیب‌ sloping
لجن‌ slosh
تلاطم sloshing
شیار slot
اتصال لوبیایی Slotted Connection
لجن‌ sludge
مخزن هضم لجن Sludge digestion tank
زداینده لجن sludge scraper
تأسیسات فراوری لجن Sludge treatment facility
نشست‌ slump
احتمال رویداد کم small occurrence probability
دود smoke
دمپر دود Smoke damper
ضریب گسترش دود Smoke developed rating
دیوار دودبند Smoke stop wall or partition
مانع دود Smoke stop/ Smoke barrier
هموار، صاف‌ smooth
بطور صاف‌، یکنواخت‌ smoothly
مارپیچی بودن‌ snake
اتصال مارپیچی شکل snake type joint
تابش‌ متعادل‌ soaking
اجتماعی social
جامعه‌ society
پریز socket
سدیم‌ sodium
نرم‌، قابل‌ انعطاف‌ soft
طبقه نرم soft story
نرم‌ کردن‌ soften
نرم‌افزار software
خاک‌ soil
منافذ خاک soil pores
پارامتر‌های خاک soil profiles
فنریت خاک soil spring
شاخص خورشیدی Solar index
لحیم کاری نرم Soldering
به‌ تنهایی solely
جامد solid
بوشینگ چینی Solid Porcelain
بطور جامد solidly

 

 

منبع: ایران ترجمه

Email this to someoneShare on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn


Email this to someoneShare on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

در این مطلب از سایت گهر ترسلیت قصد داریم آموزش کامل زمان آینده ساده را از سری بخش های آموزش گرامر زبان انگلیسی را به شما عزیزان آموزش دهیم.

eng-lan-

اهداف درس(Objectives):

  1. – آشنایی با زمان آینده ساده
  2. – سوالی و منفی کردن این افعال
  3. – قیدهای این زمان
  4. – کاربرد این زمان

زمان آینده ساده عملی را نشان می دهد که در آینده اتفاق خواهد افتاد . 

 

برای ساختن آن از فرمول زیر استفاده می کنیم .

 will   ( shall ) +  فعل زمان حال  

رایج ترین فعل کمکی زمان آینده will است و shall بیشتر جنبه رسمی و ادبی پیدا کرده است .

 زمان آینده ساده  (simple  future  tense)

علامت این زمان قیود زمانی :

tomorrow , next … ,  10  days  later  ,  in 2  hours ( in +  مدت زمان  ) , from  now  on , the  following , the  day after , soon , before long , in future , from now  onward ,

 this  coming  week – end

 

من فردا به شما تلفن خواهم زد.

I  will  telephone you tomorrow .

یاد آوری

راه های دیگری نیز برای نشان دادن زمان آینده داریم از قبیل :

I  meet  him  tomorrow .  ( simple  present  with  time  expression . )

I  am  meeting  him .  ( present  progressive )

I  am  going  to  meet  him  tomorrow .  ( be  going  to )

I  will  be  meeting  him  tomorrow . ( future  progressive )

They  are  to  be  here  at  10 o’clock .  ( be + to + simple  v. )

They  may  go  to  the  cinema  tonight .  ( aux.  +  simple  v. )

 

برای سوالی کردن این زمان فعل کمکی will را به اول جمله می آوریم :

Will  he  telephone  you  next  Friday ?

 

و برای منفی کردن آن بعد از will کلمه not می آوریم :

Shall not          shan’t           Will not              won’t

I think I will not ( won’t ) stay at home this evening

 

و منفی و سوالی این زمان بصورت زیراست :

Will he not work ? ( won’t he work ?)

کاربرد زمان آینده :

  1. 1- برای بیان قصد گوینده ، تفکروایده اودرباره آینده که اکثرا“ باافعال واصطلاحات زیرمی‌آید.

Think , know , believe , hope, suppose, expect, sure,…. Probably

I shall hope  to see you when we return to town.

I am sure that he will come back .

Do you think we’ll win the match ?

  1. 2- عملی که بصورت عادت درآینده صورت می گیرد.

بهاردوباره می آید.

 Spring will come again.

احتمالا“ درامتحان ردمی شوم ( همیشه اینطورمی شود).

 I’ll  probably  fail the quiz
  1. 3- درروزنامه ها واخباربرای اعلان وآگاهی ازطرحهای آینده .

The president will open the new heliport tomorrow.

رئیس جمهور فردافرودگاه جدید هلیکوپترراافتتاح خواهد کرد.

  1. 4-هنگامی که هم اکنون تصمیم گرفته ایم کاری راانجام دهیم ( arrangement ) یا قصد انجام آن راداشته باشیم will   بکارنمی بریم .

I  can  not  meet  you   tomorrow  because  my  parents  are  coming  to  see me . ( not :….will come to see me. )

Ali  is  playing  tennis  on  Monday .  ( not :  will  play … )

Shall- will  :

برای آینده ساده هیچ فرقی بین shall و will وجود ندارد. اما will بیشتراز shall به کارمی رود. درصبحت ها و نوشتارهای رسمی shall بیشتر به کار می‌رود .

will بادوم شخص برای یک پیشنهاد ، تقاضا ویایک دعوت بکارمی رود.

Will you shut the door ?

(asking someone to do ) will you answer the telephone please ?

won’t you please join me for a cup of coffee ?

I need some money . Don’t worry, I’ll lend you some .

 

هنگامی که تصمیم بگیریم درزمان صحبت کاری انجام بدهیم ( قصد و منظور) Will  بکارمی‌بریم .

I will wait for you .

 

اما اینگونه جملات را نمی توانیم با زمان حال ساده بیان کنیم .

I’ll go and shut it. ( not : I go …)

 

اما shall هنگامی به کار می رود که قصد و منظور درکار نباشد .

I  shall  be 25  next  month.

 

ماه آینده 25 ساله می شوم ( نشان می دهد که عمل درآینده انجام خواهد گرفت بدون اینکه فاعل دخالتی درآن داشته باشد). ازاین رو اینگونه جملات را آینده خالص یا ( pure future )  گویند.

 

(فعل اصلی ) Will+ main verb  همچنین می تواند باافعالی که مربوط به حس ، فکر و یا مالکیت باشد به کاررود.

( senses- emotion- thinking – possession )

فردا شما را می بینم .

I ‘ll see you tomorrow.

شماراخواهم بخشید.

 I will forgive you.

shall رامی توان برای بیان یک پیشنهاد ویاکسب اجازه بکاربرد.

( پیشنهاد )

shall we take a taxi ?

( اجازه )

shall I come in ?

برای موافقت یا امتناع ( refuse ) از انجام کاری will بکار می بریم .

The car won’t start. ( = the car “refuses ” to start )

اگرقول بدهیم کاری راانجام دهیم will بکارمی بریم.

قول می دهم آنچه راکه گفتی به علی نگویم .

I won’t tell Ali what you said . I promise

درسوالات

shall I ….  یا  shall we …..?
برای پیشنهاد انجام کاری دیگر will بکارنمی بریم.
Shall I open the window ?
:Be going to
فرم:

be going to  نشان دهنده این است که فاعل آگاهانه ویا ازروی قصد قبلی درآینده قصد انجام کاری رادارد. درحالیکه will ازروی تصمیم قبلی نیست بنابراین فرم be going to  درموارد زیربکارمی رود :

  1. 1- قصد ومنظور   ( intention ):

عملی رابیان می کند که کارمطمئنا“ ( certainty ) انجام خواهد گرفت . این تصمیم همیشه باقصد قبلی است .

Look at the sky. It’s going to be a beautiful day.

 

اگربخواهیم اطمینان ازانجام کاری رابا will بیان کنیم باافعالی مثل  think ,certain , sure , know  می آوریم .

Look at the sky. I’m sure it will be a beautiful day.

 

 یادآوری

گاهی be going to وwill  هردودریک موقعیت بجای هم بکارمی روند.

My parents will arrive ( are going to arrive ) at 8 tonight.

نکته 1

هنگامی که بخواهیم مقصودمان راتأکید کنیم عبارت be going to  می تواند همراه یک عبارت زمانی استفاده شود.

He is going to be a dentist when he grows up.

نکته 2

معمولا“ فعل  go و  come رادرعبارت be going to استفاده نمی کنند بلکه بجای آن ازحال استمراری کمک می گیرند. بجای اینکه بگوییم :

I am going to go ( come)

می گوییم :

I am coming  ./ I am going .

  1. 2-  پیشگویی  (prediction ):

دراین حالت be going to  احساس اطمینان گوینده رابیان می کند که انتظارمی رود عمل درآینده نزدیکی اتفاق افتد ومعمولا“ وقت انجام کارذکرنمی شود.

Look at those  clouds . It’s going to rain.

نکته 3

be going to رامی توان درزمان گذشته نیزبکاربرد درآن صورت عملی را نشان می‌دهد که درگذشته قصد انجام آن راداشتیم اما نتوانستیم آن راانجام دهیم.

I was going to tell you , but he didn’t let me

قصدداشتم به شما بگویم اما اجازه نداد.

 

یادآوری

برای سوالی کردن فرم be going to  افعال to be  رابه اول جمله می آوریم .

 

وبرای منفی کردن آن کلمه not  رابعد ازافعال to be  می آوریم .

 

Akbar  is  going  to  read  a  book.

Is  akbar  going  to  read  a  book?

Akbar  is  going  to  read  a  book . ( what )

What is akbar going to read ?

Negative : akbar isn’t going to read a book .

تست  :

 

 

A. I am sure you ________ a lot better after days of rest.

1. Will feel               2. Felt                   3. Are feeling      4. Would feel

 

 

B. The weather forecast reports that the sun ________ tomorrow.

1. Shine                   2. Will shine          3. Shined             4. Didn’t shine

 

C. Don’t get up, I ————— the phone.

1. Am anserwing     2. Answered         3. Will answer       4. answer

 

ایکاش (Wish)

· برای بیان آرزو ( آرزویی که عملی نمیشه ) یا افسوس در زمان حال ( یا آینده) از الگوی زیر استفاده می شود :

نکته: بهتر است در جملات آرزویی زمان حال از was استفاده نکنیم و برای همه ی فاعل ها از were استفاده کنیم.

1. ‘ wish ‘ + past simple

(برای بیان موقعیتی که در زمان حال می خواهیم و دوست داریم انجام بدهیم یا اون طور باشه، اما این طور نیست)

I wish I spoke Italian. — I don’t speak Italian
I wish I had a big car. — I don’t have a big car
I wish I were on a beach. — I’m in the office
Future: I wish it were the weekend tomorrow. — It’s only Thursday tomorrow

2. ‘wish’ + past continuous

( برای بیان موقعیتی که دوست داریم الان انجام بدهیم یا دوست داریم اتفاق بیافته اما الان انجام نمی دهیم یا الان اتفاق نمی افتد)

I wish I were lying on a beach now. — I’m sitting in the office
I wish it were n’t raining. — It is raining
Future: I wish you weren’t leaving tomorrow. — You are leaving tomorrow.

· برای بیان آرزو یا افسوس در زمان گذشته :

‘wish’ + past perfect

برای بیان افسوس یا موقعیتی که ای کاش در گذشته انجام می دادیم یا اتفاق میافتاد ولی انجام ندادیم یا اتفاق نیافتاد

I wish I hadn’t eaten so much. — I ate a lot
I wish they’d come on holiday with us. — They didn’t come on holiday with us
I wish I had studied harder at school. — I was lazy at school

 

 

منبع: سرای عالی ترجمه

Email this to someoneShare on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn


Email this to someoneShare on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

در این مطلب از سری آموزش های مکالمه زبان انگلیسی، در ادامه بخش های پیشین، قسمت های دیگری از آموزش مکالمه زبان انگلیسی را برای شما عزیزان تهیه و تنظیم کرده ایم.

مرخصی گرفتن

“Can I use a vacation day this Friday?”
“Will it be ok if I use a personal day this Thursday?”
“I have to catch up on a lot of errands, so can I use a vacation day on Monday?”
“My parents are coming into town. Can I take Thursday and Friday off?”

“I would like to use my vacation days for the first week of June. Will that be ok?”

“Will it be ok if I take the last week of July off?”
“Can I schedule a vacation for the second week of August?”
“I was wondering if I can take a vacation. Can I take the first two weeks off in September?”

صحبت های طی ملاقات یا جلسات اداری

سوالاتی که در طول جلسه پرسیده می شود

“I have a question. Why is marketing not handling the portion on end user analysis? They usually did this work in the past.”

“How will the new addition to our project affect the deadline that we have?”

“Are we making sure to incorporate user feedback on the changes we are making?”

اظهار نظر هایی که در طی جلسه می توانید مطرح کنید

“I agree with Mark. The correct approach is to send out the tools to our partners before making it public to everyone.”

“In my opinion, I think we should introduce our new line of printers in August. Many companies get more funding at this time, and students are school shopping. Our target market will be more responsive to our ads during this time period.”

“I think we can go either way. I believe both solutions will take care of it.”

سوال برای واضح شدن مطالبی که در طول جلسه مطرح می شود

“I didn’t understand why we are going to be late. I thought we had everything planned out early. What were the reasons again?”

“Can you elaborate on how this process can help the sales department?”

“Can you clarify the second step in your solution proposal? I don’t understand why it is necessary.”

مکالمه در مورد دیر رسیدن به سر کار

۱

A: “Jack. Can I see you in my office?”
B: “Sure.”
A: “You have been late 3 times in the last 2 weeks. Is this going to be a continual problem?”
B: “I’m so sorry. I really got unlucky this morning.”
A: “Being late once in a while is based on luck. If you are late frequently, it shows that you are irresponsible. How are you going to fix it?”
B: “Last week, I had a lot of personal problems. I took care of all those problems and I don’t have any excuse to be late anymore. I planned on coming in to the office early today, but there was an accident that held up traffic.”
A: “You better start anticipating all problems because I’m not going to tolerate your tardiness any longer. Is that clear?”
B: “Perfectly clear. I will not be late again.”
A: “That’s all.”
۲

A: “Hey Martha, is there anything urgent that needs to be done today?”
B: “No. I don’t believe so. Why?”
A: “I have a terrible headache and I was wondering if it would be ok if I could leave a little early today.”
B: “I don’t see why not. You can make up the time later in the week.”
A: “That’s what I was thinking too. But as for today, I don’t think I can be productive.”
B: “It’s already two o’clock now. What time were you going to leave?”
A: “I’m just going to wrap up and leave pretty soon. Probably in about thirty minutes.”
B: “Ok. Get some rest. If you are sick tomorrow, give me a call.”
A: “Aright. Thanks. I’ll see you tomorrow.”

۳

A: “Hi Martha. This is Jack. I think I caught a flu or something. I feel worse than yesterday.”
B: “You better stay home today then.”
A: “I think that will be best. I’ll log my sick day tomorrow when I get in.”
B: “No problem. Just get some rest. We have everything covered here so don’t worry.”
A: “Ok. Just in case something happens, you can call me at home. I’ll be here all day.”
B: “Ok. Thanks for calling. I’ll see you when you get better.”
A: “Aright. Thanks. Bye.”

 

منبع: سلام زبان

Email this to someoneShare on FacebookPin on PinterestShare on Google+Tweet about this on TwitterShare on LinkedIn

1 2 3 10